گذر موقت

گذر موقت

فعلا گذر هممون موقتیه، تا بعد ببنیم خدا چه میخواد!
گذر موقت

گذر موقت

فعلا گذر هممون موقتیه، تا بعد ببنیم خدا چه میخواد!

چطوری زامبی؟

خوب که چی؟


یعنی واقعا منتظر یه اتفاق عجیب غریب بودی؟ 


مثلا خوب بود همه زامبی میشدنو فقط تو زنده میموندی؟  اونوقت نمیگی تنهایی چه جوری میخوای زندگی کنی؟ 


--


من موندم مردم چرا اینقدر رو این جور شایعه ها حساس شدن!

حساس که چه عرض کنم! وقتی طرف از اونور دنیا، کل زندگیشو میفرشه، یه بلیط یه طرفه میگیره واسه یه کوهی تو فرانسه! دیگه معلومه اوضاع چقدر قمر در عقرب بوده دیگه!


البته در بعضی موارد هم بد نمیشد اگه مثلا من زنده میموندم با یه 10، 15 نفر دیگه آدم از جنسیت های دختر و پسر! اونوقت میشد با اطمینان گفتش که نسل بشریت منقرض نمیشه! منم که آدم مسئولیت پذیر 

بالاخره ما آدمیم دیگه! دایناسور که نیستیم! 


--


خوب، چه خبر؟ خوش میگذره مارو نمیبینید؟ 


یعنی مدیونید اگه فک کنید که من شماها رو فراموش کرده باشم! من و این حرفا محاله! به جان تو


خلاصه میبینید که زنده ایمو همچنان موجودیت داریم! البته امیدوارم شما هم زنده باشید... و البته در دسترس... 



پ ن: در این مدت به یک نتیجه بسیار مهمی رسیدم! که: زندگی آدم بدون کامپیوتر و موبایل و فیس بوک و توییتر و ... کمی بی دغدغه تره و شبا راحتر میخوابی... البته بماند که شبا همش خواب فحشای شمارو میدیدم 


خوووووش باشید! 


جیگرتونو :دی

Mr.Mostafa

با نهایت تاسف اعلام میدارم که :


کامپیوتر بنده دچار مشکلات عمده سخت افزاری شده و عملا ویندوزش بالا نمیاد که هیچ، هیچ کاریش هم نمیشه کرد که باز هم هیچ! خلاصه بعد دو هفته بالاخره تونستم ایمیلمو چک کنم :دی اونم از یه جا دیگه...


به همین دلیل نیستیم تا رفع شود این مشکل... پس این پیغام را برسانید به دیگران تا نگران حال ما نباشند... 



خلاصه اینکه یه وقت فکر نکید که ما هم آره... فکر کردید هم کردید... فقط فکرای بد نکنید که آخر عاقبت نداره... 


مواظب اینجا باشید تا بیام... آ باریکلا بچه خوب... 


فعلون

تولدم

مبارک


---


با توجه به اینکه در این هفته ای که گذشت! و احتمالا در این هفته ای که میاد! یه کم سرم شلوغ بود و شلوغ خواهد بود!!  دوستان یه وقت ندیدن اسم بنده در لیست نظراتشون رو، دلیل بر عدم ورود من به وبلاگ های نازشون ندونن... میام و میخونم ولی خوب دیگه وقت نظر دادن ندارم دیگه... 



---


ضمنا دلتون بسوزه... امسال 2 تا کیک تولد نصیبمان شد... پس نوش جونمان... 


جاتونم خالی... کلی پیاده شدم... البته از اونور کلی هم سواری گرفتم   

خسته اما...

مارو باش داشتیم پولامونو جمع میکردیم یه سیستم اساسی ببندیم! با این اتفاقات اخیر فک کنم مجبورم کل پول رو بدم آبنبات بخرم! اونم اگه پولم برسه! :دی

داشتم فکر میکردم از این به بعد که رفتم جایی واسه کار، میگم آقا حقوق من بر مبنای دلار حساب میشه! شایدم یورو... اینجوری حداقل دخل و خرج یه همخونی مسالمت آمیز پیدا میکنه... 

نه مثل حالا که قیمت همه چی افزایش پیدا میکنه ! اما دریغ از یه قرون افزایش حقوق ... 

حالا خوبه بازم مثل حیوانات نجیب کار میکنیم! باز هم هشتمون گرو ِ 13 مونه... 

کسی یه چند میلیون ناقابل نداره بده من!؟؟؟؟ اگه دارید که شماره کارت بدم! اگرم ندارید که شماره کارت بدید تا یه پولی بریزم واستون حالشو ببرید... بعد بگید من بدم!


به این صورت!

--

جدیدا از بس شبا خسته میرسم خونه! مثل خرس میافتم تو رختخواب و میخوابم! 

کلا آدم خسته ای شدم! کسی ماساژ بلد نی ؟  بلد نیست بیاد بهش یاد بدم! 


 

خوش باشیــــــد...

شده؟

تا حالا شده حوصله ی هیچ کسی رو نداشته باشید؟


شده اینقدر بی حال و حس باشید که حتی حوصله خواب هم ندارید؟


بشینید تو اتاق تاریک، پشت PC و فقط کلیک کنید و ندونید هدفتون از این کار چیه؟!


بخواید برید بیرون ولی حال بیرون رفتن نداشته باشید!


هی برید سر یخچال ولی جز آب، چیز دیگه ای نخورید؟!


تلفن و اس رو جواب ندید... اصلا شاید به این نتیجه برسید که دکمه خاموش موبایل رو بزنید...


یه کاغذ سفید گیر بیارید و هی خط خطی کنید!


به خودتون فکر کنید که نصف عمرتون رفته ولی هنوز نتونستید نصف مسیر زندگیتون رو برید...


و اینقدر به خودتون فکر میکنید تا یواش یواش چشماتون سنگین میشه و خوابتون میبره... 


...

...


و بعد 3، 4 ساعت از خواب پا میشید... 



البته با یه حس متفاوت...


چون میرید گوشیتون رو روشن میکنید... ج اس ها رو میدید و با خیال راحت میرید سر یخچال و چند تا میوه خوب بر میدارید و میخورید... بعدش میرید تو حیاط و یه حالی به گل هایی که بدجوری تشنه شدن، میدید...


بر میگردید تو اتاق و چراغ رو روشن میکنید...

با تعجب به کاغذی که خط خطی کردید نگاه میکنید! چرا که ظاهرا توی این خطوط درهم، یه شکل جالبی ایجاد شده!


به آیندتون تگاه میکنید و میبینید که هنوز وقت دارید تا مسیری که میخواید رو تا انتهاش برید!


میشینید پشت PC و سایت ها و ایمیلاتون چک میکنید... 


بعدش هم میاید تو وبلاگتون و یه شرح حال از امروزتون مینویسید! که یه خواب چجوری میتونه دیدگاهتون رو عوض کنه! فقط یه خواب!


تا حالا شده ؟؟؟!