گذر موقت

گذر موقت

فعلا گذر هممون موقتیه، تا بعد ببنیم خدا چه میخواد!
گذر موقت

گذر موقت

فعلا گذر هممون موقتیه، تا بعد ببنیم خدا چه میخواد!

ممکن هست یا نیست؟ مساله این است!

Battlefield 3 که نیومده تموم شد! حالا در انتظار  call of ایم...


--


این اسنیکِ نوکیا هم مارو بد جووووری معتاد کرده ها! ولی بالاخره رکورد قبلیه خودمو شکستم... 3000 تا! ها ها ها... مرد میخوام رکوردمو بزنه... اونم با لول 9


--


تا یادم نرفته بگم که همه دعوتن، حتی شما دوست عزیز... زمان دقیق و مکان، متعاقبا از همین طریق اطلاع رسانی میشود... با دست پر بیایید تا با شکم پر بروید! (این جملرو(کل این قسمتو میگما) با هیچ کس خاصی نبودم و عمرا اگه از این طریق کسی بیاد و من راش بدم... پس الکی دلتون رو شامپو نمالید... حالا اگه اصرار کنید شاید یه فکری کردم ولی بازم روش حساب نکنید... شاید اگه بیشتر اصرار کردید بیشتر فکر کردم ولی همچنان امیدی نداشته باشید، البته نمیگم که نا امید باشید چون محال نیست، فقط غیر ممکنه... که اون غیر ممکنی که گفتم هم ممکنه، ممکن بشه... ولی فقط ممکنه.... اصلا همتون بیاید  )

نظرات 6 + ارسال نظر
یگانه پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 21:30

سلام عرض شد
می گم یادمه اون گدیم ندیما بابام یه گوشی نوکیا داشت اندازه همین گوشیا بیسیم تلفن الان...
فک کنم نسل اول گوشی بودن اونا ... ای تنها سرگرمیشم همین بازی کرم بود ... چه کیفی می کردم هعی می رفتم مرحله بالاتر
... بچه بودیم سرمون به چه چیزایی گرم می شد ... روی لغت بچه تاکید بسیار می گردد

هووووووووووووووووووو، قدیمی نیست که... خیلی هم خفنه، چراغ قوه هم داره

کلا جایگزین خوبیه... لازمه هر کسی یه 7، 8 تاشو تو خونه داشته باشه

بچه بودی؟ مطمئنی الان نیستی؟ بچه و بزرگ و جوون و پیر و مُرده و جسد و نطفه و این چیزا نداره که... اسنیک یه بازیه واسه تمام فصول ...

یگانه پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 21:46

این جا موند...
می گم دستت درد نکنه تا اینجام یه این تیکه اخر نوشتت رو بفرست دارالترجمه چون اصلا و ابدا هیچ مفهو می ازش درنمیاد
به هرحال از تو بهتر ازین هم انتظار نمیره که

آره، دیر رسید اتوبوس رفت!

اینو گذاشتم واسه اونایی که یه کم باهوشن

حالا من رات نمیدم، چرا به متن ِ من گیر میدی؟

ممنون بابت تعریفت، هیچ کس این قدر ازم تعریف نکرده بود

مطهره جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:27 http://ferimoti.blogsky.com

منم ازین بازیا زیاد میکردم ولی دیگه بعده یه مدت گوشی تبدیل به گوشکوب شد رفت
چی؟ همه کجا دعوتن؟ حتی من؟ زمان و مکان کجا؟کجا با دست پر بیایم؟؟
من که اینهمه باهوشم پس چرا نفهمیدم چی میگی؟
اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی؟ یا مخ کارگیریه؟؟

منم قدیما بازی میکردم، ولی جدیدا نمیدونم چرا نمیتونم ولش کنم...

همه یه جای خوب دعوتن... یه کم دور و بر وبلاگمو نگا کنی میفهمی... البته گفتم که، ممکنه دعوت نباشین... ولی ممکن هم هست باشین... بیشتر امکانش هست که نباشین

بعضی وقتا آدما از هوش زیادی چیزای ساده رو متوجه نمیشن... احتمالا اینم از همون موارده... که نیست

معلومه که فهمیدم، من از تو هم باهوش ترم!

فریناز شنبه 14 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 16:19

هنگیدیم

میریم
برمیگردیم






ریستش کنی درست میشه!

باشه، برو... ولی زود برگردیا...




لاله سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:04 http://nocomment.blogsky.com

خودتو کشتی واسه یه دعوت ناقابل...اگه اونجور که تو میگی چسبیده باشی به اون ماره بدبخت..عمرا باشی از جات که برای مراسم و دعوت اینا اماده بشی..

شما بازی و ول نکن ما هم با اون بولی که نمیخوایم هدیه بخریم میریم رستوران جشن میگیریم

نه دیگه! نشد... من آماده هستم، دیدم بیکارم، گفتم یه اسنیک هم بزنیم ...

باشه ول نمیکنم ، آها، پس میخوای به جای کادو پول جشن و رستوران رو بدی؟ چقدر عالی... حله! من که موافقم

فریناز جمعه 20 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 20:17

برگشتم

راستش ریست میست فایده نداشت! کلا عوضش کردم

تو هم آزار داری یا
متن میذاره در حد لالیگا

خب به فرک ما هم باش دیگه ام اس تی:دی

لباس پوشیده بودم داشتم میومدم دنبالتا... معلومه کجایی؟

آره... متوجه عوض شدنت شدم

آخ ببخشید... هواس به تو نبود... وگرنه با دو سه کلمه سرو تهشو هم میاوردم!

ولی خودمم نفهمیدم چجوری اون متنو نوشتم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد